|
لالایی
به گیس بریده ای که به دریا زد و نیامد: لا لا لا لا بخواب رودِ قشنگمُ گل نازُم، رفیق ِ روز تنگمُ لا لا لا لا بخواب کفتر چاهیم بخواب تا مُو بمونه رو سیاهیم لالالالا که دنیای جای جنگه دعا کن پای بدبختی بِلنگه لالالالا پَسینُم شُو نِوِیمو شُو آویدِه دیه اَفتُو نِوِیمو لالالالا گلم دنـیا غریبه خدایا رود جونیم بی نصیبه لالالالا چراغ خونه ی مُو لالالالا گل کاشونه ی مُو نَری تاریک واوُو آسمونُم که خُوم آواره یِ دور و زمونُم لالالالا گل بی خار بودی خوتمَ غم، وُ خوتمَ غمخوار بودی لالالالا بخون فایز برایُم بخون شروه، بخون حافظ برایُم "بگو والله گل فایز شده زرد مگر باد خزون بر او اثر کرد" بگو فایز بیو پِی هم بنالیم تو می دونی خرابیم وُ چه حالیم لالالالا عزیز دردونه ی مُو لالالالا دِل دیوونه ی مُو بیو فایز بخون بیتی برایُم گلم رفته وُ مو بی همصِدایُم گلُم وقت ِ پسین گُاهی سفر کرد دلُم خوش زار بی؛ او زارتر کرد لالالالا دلُم درمون نـِویمو کبوتر؛ شعر دشتی نون نویمو بخواب آروم جونم ؛ ناز ِ دختر بخواب تا مُو بمونُم چشم بر در مُو از چِش انتظاری کوره چیشم بخواب شاید به خواب آیی تو پیشم خدا! می خواستُم تاجِ سِرُم بو عزیزُم ؛ همزبونُم همسرُم بو تو سی چه یار جونیمه گرفتی؟! همه عمرِ جونیمه گرفتی مُو می خواسُم که سیش حافظ بُخونُم تو شعر دشتیه دادی نشونُم لالالالا گل تبدار جونیم لالالالا همه عمر و جوونیم لالالالا گل غمخونه ی سرد لالالالا خدایا دردُ وا درد خزون آتش زدی بر ریشه مُو خزون سنگی شدی تو شییشه مو خزون آتش زدی بر دودمونم خزون دیگه چه می خواهی وُ جونم خزون می مو چکارت کرده بیدُم مو پِی رودُم بهارت کرده بیدم می خوام بَعزی فقط فایز بخونُم " بریزه پوس ؛ بمونه استخونم "
نقد:
شعر لالایی با ریتمی دل نشین و برخواسته از دل شعری ماندگار از بانو تنگستانیست که نشان و رد دلش در آن کاملا هویداست شعر با زبان اصیل بوشهری سروده شده که باعث جذاب تر شدن و دلنشینتر شدن شعر شده است البته ایشان نیز به مانند دیگر شاعران جوان استانمان(بانو سیما نوذری، استاد زنده بودی، آقای بارونی و آقای رزمی و...) از غم می سراید در کل می توان از این اثر زیبا اثری خیلی خوب نام برد برای بانوی گرامی و عزیز، مریم تنگستانی خواهان بهترین آرزوها هستیم
ترجیح می دهم برای مدتی خواننده اثر و نوشته های دیگران باشم پس تا بازگشت و نقدی مجدد خدانگهدار
|